فارغ التحصیل مدرسه عالی قضاوت و طلبه سطح عالی حوزه علمیه قم
چکیده
در قانون مجازات اسلامی برای جرم محاربه، چهار نوع مجازات بهصورت تخییری، لحاظ شده است. از این میان دو مجازات صلب و قطع عضو، بنا به دلایل سیاسی و حقوق بشری اجرا نمیشوند. تبعید محارب نیز غالباً با مفاسدی همراه است و تحت نظر قرار دادن وی نیز نمیتواند از این مفاسد جلوگیری نماید؛ به همین جهت، این مجازات نیز در عمل، تبدیل به حبس در تبعید میشود. بنابراین، مجازات محارب، منحصر در دو مورد اعدام و حبس در تبعیدگاه میشود. از سوی دیگر، فقها در خصوص مدتزمان تبعید یا همان نفی بلد در جرم محاربه، اختلاف نظر داشته و در این موضوع، سه نظریه مطرح نمودهاند: اول، حبس نامشخص که دائر مدار توبه است؛ دوم، حداقل یک سال حبس و آزادی مشروط به توبه پس از یک سال؛ و سوم، حبس ابد. قانونگذار در این خصوص، مجازات حداقل یک سال را مشخص نموده و این موضوع سبب میشود تا قضات با این استدلال که تبعید با چنین شرایطی، برای جرایم امنیتی مانند محاربه، بازدارندگی و تنبیه کافی دربرندارد، مجازات تبعید را نیز کنار نهاده و غالباً با انتخاب گزینه اعدام، مجرمین محارب را مجازات میکنند. پژوهش حاضر با استفاده از این ظرفیت که تبعید نیز در مواردی میتواند بهعنوان مجازات قرار گیرد، پیشنهاد میکند که نظریه سوم فقها در خصوص مدتزمان تبعید در محاربه، جایگزین نظریه فعلی قانونگذار شود تا با رعایت توازن و تناسب مجازاتهای محارب، قضات، مخیر بین اعدام و حبس ابد در تبعیدگاه شده و موارد اعدام کاهش پیدا کند. همچنین با عنایت به تبصره 2 ماده 278 میتوان پذیرفت که توبه محارب محکوم به حبس ابد در تبعیدگاه، با مصلحت رهبری بهعنوان حکم ثانوی میتواند سبب آزادی وی شود.